کد خبر:۷۹۶۱۱۳
دانشگاههای بدمسیر ۱ |
۱۰ دانشگاهی که رسیدن به آنها جگر شیر میخواهد! / چه یککیلومتر چه صدکیلومتر؛ دور بودن سخت است
زندانها داخل شهر ساختهشدهاند، دانشگاهها برعکس. دانشجویایی که باید برای رسیدن به دانشگاه، ساعتها در راه باشند، از مسیر طولانی خانه تا دانشگاهشان میگویند.
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ صدسال پیش که دانشگاه در ایران شروع به کار کرد، کمتر کسی فکر میکرد روزی برسد که انواع دانشگاهها یا به گفتۀ مسئولان، «مراکز آموزش عالی»، با این تنوع در کشور بهوجود آید؛ آن چنان زیاد که دیگر برای ساختن آن، داخل شهرها جا نباشد. موسسان مراکز آموزش عالی، خیلی زرنگ باشند روی نوک کوه، ساختمانهای دانشگاه را بسازند و اگر هم دستشان به جایی بند نباشد و زورشان نچربد، مجبورند دانشگاه را وسط بیابان بنا کنند.
حکایت دانشگاههای کشور جالب است. زندانها داخل شهر ساختهشدهاند، دانشگاهها برعکس. دانشجوهای این دست از دانشگاهها خیلی خوششانس باشند، تاکسی یا اتوبوسی به آنجا راهی داشته باشد، که با آن هم شاید یک تا دوساعت در مسیر باشند. ساعات زیادی از عُمر دانشجو در رفتوآمد به دانشگاه سپری میشود، اما بدا به حال آن دانشجویی که نه اتوبوس، نه تاکسی و نه حتی آدمیزادی هم به سمت دانشگاه گذرش نمیافتد.
با وجود دسترسیهای دشوار و مسیرهای طاقتفرسا، دیگر انگیزه و امیدی برای دانشجویان باقی نمیماند تا در دانشگاه به تولید و ارتقای علم کمک کنند. با این حساب بیشتر دانشجوها از دانشگاههای بدمسیر فراریاند و اگر اجبار حضور در کلاس نبود، عطایش را به لقایش میبخشیدند.
در اینجا چند نمونه از دانشگاههایی را معرفی میکنیم که مشمول این اوضاع و احوال میشوند. «دانشگاه بدمسیر» در کشور کم نیست و بایستی دانشگاه در مدیریت و توسعه شهری، از جایگاه جغرافیایی بهتری برخوردار باشد.
حکایت دانشگاههای کشور جالب است. زندانها داخل شهر ساختهشدهاند، دانشگاهها برعکس. دانشجوهای این دست از دانشگاهها خیلی خوششانس باشند، تاکسی یا اتوبوسی به آنجا راهی داشته باشد، که با آن هم شاید یک تا دوساعت در مسیر باشند. ساعات زیادی از عُمر دانشجو در رفتوآمد به دانشگاه سپری میشود، اما بدا به حال آن دانشجویی که نه اتوبوس، نه تاکسی و نه حتی آدمیزادی هم به سمت دانشگاه گذرش نمیافتد.
با وجود دسترسیهای دشوار و مسیرهای طاقتفرسا، دیگر انگیزه و امیدی برای دانشجویان باقی نمیماند تا در دانشگاه به تولید و ارتقای علم کمک کنند. با این حساب بیشتر دانشجوها از دانشگاههای بدمسیر فراریاند و اگر اجبار حضور در کلاس نبود، عطایش را به لقایش میبخشیدند.
در اینجا چند نمونه از دانشگاههایی را معرفی میکنیم که مشمول این اوضاع و احوال میشوند. «دانشگاه بدمسیر» در کشور کم نیست و بایستی دانشگاه در مدیریت و توسعه شهری، از جایگاه جغرافیایی بهتری برخوردار باشد.
۱۰) دانشگاهی با دانشجوهای کمپوت شده!
در دفترچه انتخاب رشته که نگاه میکنید نوشته: دانشگاه شهید مدنی آذربایجان-تبریز، اما وقتی برای ثبتنام به آنجا مراجعه میکنید میبینید تا شهر تبریز ۴۰ کیلومتر فاصله دارد. هر روز دانشجوی بومی ساکن تبریز باید از شهر بیرون برود تا به دانشگاه برسد. جالب اینجاست که ابتکار منحصربفرد برای رساندن دانشجوها به دانشگاه، ریلباس اختصاصی است. خط راهآهنی که برای دانشگاه کشیدهاند تا دانشجویان ۴۵ دقیقهای به دانشگاه برسند. اگر زمانی را که در رفتوآمد میگذرانند درنظر نگیریم، از سختیِ رسیدن و خستگیای که به تن دانشجوها میماند، نمیتوان گذشت. شاید در نگاه اول، قطار ایدۀ زیبا و ایمنی باشد، اما جوابگوی تعداد زیاد دانشجویان هم است؟! دانشگاهی دور از شهر ساخته شده است تا قطار اختصاصی دانشجوها را کمپوت شده به مقصد برساند.

۹) چه یککیلومتر چه صدکیلومتر؛ دور بودن از شهر سخت است
دانشگاه بجنورد یکی از دانشگاههای شرق کشور است که هم دانشجویان بومی و هم اکثریت دانشجویان خوابگاهی ساکن شهر بجنورد، مجبورند تا ۴ کیلومتر از شهر بیرون بروند و در ابتدای جاده اسفراین به کلاس و درس مشغول شوند. دانشگاه هر چندکیلومتر هم که از شهر بیرون باشد سخت و عذابآور است. هیچ جایی مثل شهر خود آدم نمیشود، چه یککیلومتر چه صدکیلومتر از آن دور باشی! تاکسی و اتوبوس متعارف شهری که وجود ندارد. آن زمان که دانشگاه ساخته میشد باید موقعیت مکانی بهتری انتخاب میکردند، حال که بیرون از شهر ساختهاند، مجبور شدند که اتوبوسهای مخصوصی بگذارند تا دانشجوها را از شهر به دانشگاه بیاورد. از شلوغی و ازدحام اتوبوسها تا کم بودن تعدادشان هم که نگوییم بهتر است.

۸) بیا بریم کوه، کدوم کوه؟!
شنیدید که میگویند: «بیا بریم کوه، کدوم کوه؟ همون کوهی که آهوها داره های بله»؟ اما این شعر برای دانشجوهای دانشکده فنی و منابع طبیعی تویسرکان، از دانشکدههای اقماری دانشگاه بوعلی سینا، تجربه عینی شده است. پای درددل یکی از فارغالتحصیلان که مینشینیم، میگوید: «دانشکده ما سر کوه بود. جاده درستی نداشت، تاکسی نداشت، سرویس درستی و حسابی هم نداشت، تازه با ماشین آتشنشانی برای آنجا آب میآوردند. خطر رودررویی با حیوانات وحشی هم که محتمل بود، خصوصاً در زمستانها».
دانشکدهای که اهدایی از یک خیّر بوده است، چرا با فاصله از شهر قرار گرفته است و چرا اقدام به جذب دانشجوی دختر کرده است؟ البته مشکلات صنفی دیگری نیز برای دیگر دانشکدههای اقماری دانشگاه بوعلی سینا وجود دارد.
۷)ما بچۀ شطُم، ناراضی از دانشگاهُم!
هوای شرجی خطۀ خلیج فارس برای گردشگران تجربۀ جدید و دلچسبی است، درصورتی که برای دانشجوهای دانشگاه هرمزگان شاید نفسگیر باشد. دانشجویان هرمزگان در جایی بیرون از شهر مشغول کلاس و درس هستند، آن هم در بیابانهایی با نخلهای برافراشته که وجود مار و عقرب هم بعید نیست. استان هرمزگان جزو مناطق محروم کشور است و مردمی خونگرم و باصفا دارد، اما مثل اینکه بزرگترین مرکز دانشگاهی در این استان در موقعیت مناسبی قرار نگرفته است. این دانشگاه کیلومتر ۹ جاده میناب ساخته شده و دانشجویان با اتوبوس جابهجا میشوند، اما اگر بخواهند با یک آژانس تا شهر بندرعباس بروند باید بیش از بیستهزارتومن کرایه بدهند. دانشگاهی که با موقعیت جغرافیایی فعلیاش در یک سال اخیر درگیر مشکلات صنفی هم بوده است.

۶) دانشگاهی که آخر دنیاست!
دانشگاهی با دو ساختمانِ نهایتاً سه طبقه که در غرب تهران، انتهای شهرک باقری قرار دارد. با هر دانشجوی دانشگاه پیامنور مرکز تهران غرب که صحبت میکنیم، میگویند اینجا آخر دنیاست. از میدان آزادی یا مترو صادقیه تا دانشگاه حدود یک ساعت با اتوبوس طول میکشد. تاکسی و ماشینهای شخصی هم که گذرشان به آنجا نمیخورد. بیشتر نگران مردمی باید بود که در شهرکی با این بدمسیری زندگی میکنند. وقتی دانشگاه را در کوهپایه ساختهاند، ماشین هم در سربالایی دانشگاه به نفس میافتد، دانشجوی بیچاره که جای خود دارد. داخل دانشگاه که میشوی، کم مانده به آسمان برسی، انگار که در لابهلای ابرها قدم میزنی. خوشا به حال دانشجویی که دانشگاهش اینجا باشد!

و همچنان قصه سر دراز دارد. قسمت دوم این گزارش هم با نظرات شما نوشته میشود. پس شما هم اگر دانشجوی «دانشگاه بدمسیری» هستید، دانشگاه خود را اینجا یا در اینستاگرام دانشجو به ما معرفی کنید.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۳
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
نظرات بینندگان
دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه سمنان، در منطقه ای جدا از سایر دانشکده ها، در مهدی شهر، ۱۵ کیلومتری سمنان واقع شده که عبور و مرور به آنجا سخت هست، به خصوص برای دانشجویانی که از شهرهای دیگر با اتوبوس به آنجا می آیند
پاسخ
آزاد علوم تحقیقات رسما روی کوهه
پاسخ
دانشگاه ازاد جاسب استان مرکزی هم همین طوریه ، پنج کیلومتر که از شهر دلیجان به طرف قم بیرون میرید به اول جاده جاسب میرسید که باید 26 کیلومتر طی کنید که به اونجا برسید وسط کوه ساختن ، ولی خداییش آب و هوای خوبی داره
پاسخ